علی ذرقانی

این سازمان ازپای بست ویران است

علی ذرقانی

 

باردیگروبرای دوازدهمین باردرطول چهارده سال گذشته،باز هم صندلی ریاست سازمان “میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری” دست به دست گشت.یعنی به طورمتوسط هر چهارده ماه یک رییس. گویا قراراست این سازمان همچنان محل آزمون وخطاواختراع مداوم چرخ برای تمرین دستیابی به مدیریت پایداردراین عرصه باشد، بی آن که  اصل برنامه­ریزی مد نظر قرار گیرد ویا به آن بهایی داده شود:”تغییر سه رییس در یک دولت برای رییس جدید سازمان یک فرصت تلقی می­شود زیراسه مدل مدیریتی راپیش رودارد که می­تواند نقاط قوت هریک رابگیردوبا افزوده­های خویش،مدل “ترکیبی” یا”سنتتیک” متناسبی صورت­بندی کند.” این بخشی از گفته­های معاون صنایع دستی وهنرهای سنتی سازمان درمراسم معارفه بود که معتقداست”این معاونت، پیچیده­ترین معاونت ریاست جمهوری است” و این که “مدیریتی معمارانه می­طلبدوریاست آن همواره بامعادلات چندمجهولی مواجه خواهدشد.” در همین مراسم از زبان رییس جدید ودیگرسخنرانان هم مطالبی مطرح شد که نشان می­داد عملا  قافله برنامه­ریزی گردشگری کشور کماکان رو به ترکستان دارد.بخشی ازمطالب عنوان شده درمراسم یادشده–آن هم با زبان نرم-کالبد شکافی مشکلات وگیرهای سازمان درطول مدت حیات خود بوده است.از جمله: “در دولت­های گذشته نیروی انسانی این دستگاه بسیارآسیب دیده وهنوز زخم­ها به طور کامل التیام نیافته است”ویا”درطول دولت یازدهم سه رییس جدیدبه این سازمان آمدند که تامل برانگیزاست.” واین که”هنوزسازمان میراث فرهنگی به مراقبت نیاز دارد.” بخشی دیگرازسخنرانی­های مراسم معارفه هم ناظربر چشم­انداز برنامه­های توسعه میراث،صنایع دستی وگردشگری بودواین که از زبان رییس جدید می­شنویم:”زمان رخوت درگردشگری گذشته وازاین پس همه بایدبرای ایجادجهش ملموس دراین حوزه بدویم وهیچ قصوری و تعذری پذیرفته نیست.”

    چکیده مطالب مطرح شده درمراسم معارفه،گذشته ازتعارفات معمول و حرف­های کلیشه­ای -که در طول سال­های بعدازانقلاب به کرات در چنین مراسمی شاهد بوده­ایم– همچنان نشان می­دهدکه این سازمان متولی هیچ راه حلی برای رفع مشکلات ساختاری و رسوب شده خود پیش­روندارد و شکل­بندی سازمان و بینش حاکم برآن به ویژه درزمینه گردشگری، دگربارودرکوتاه مدت بازهم ریاست جدیدرا ازگردونه مدیریت سازمان دورخواهدکرد. همان­گونه که یازده مدیرپیشین راازخودرانده است. یقینا رییسان قبلی هم آمده بودندتامجموعه این سازمان را از”رخوت” خارج کنند و آنان نیز “هیچ قصورو تعذری” را برنمی­تابیدند. ولی باید به راستی این سوال رامطرح کردکه این آمدو رفتن­ها مگردست خودشان بود؟این که به گفته یک مدرس دانشگاه و کارشناس حوزه گردشگری،”هر رییس جدید5-6 ماه طول می­کشدتااین حوزه رابشناسدو5-6 ماه هم طول می­کشد که معاون­های مناسب خودرا انتخاب کندوتابخواهدباحوزه آشنا شودوبرنامه خود رامشخص کند،تغییرمی­کند” نشانه چیست؟ آیا نشانه ضعف مدیریتی همه رییسان قبلی سازمان است یا این ضعف، نشانه بخشی از ناکارآمدی مدیریت کلان درکل کشوراست؟اگردریک کلاس، تعدادی ازدانش آموزان، درس معلم رایاد نگیرند، طبیعتا حق بامعلم است،زیراقرارنیست همه دانش آموزان کلاس صددرصد درس معلم را درک کنند ولی اگربیشترین ویا تمام دانش آموزان، درس معلم رایاد نگیرند،دیگرحق بامعلم نیست.تدریس معلم اشکال دارد.

         بحث این است که مشکل سازمان را باید از زاویه دیگربررسی کرد. بختک ناکارآمدی مدیریت  سازمان را-که چهارده سال است برآن سایه افکنده است- بایددر عنوان آن جست. بااین عنوان:”سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری” می­خواهیم چه برنامه­هایی راپیش ببریم؟مثلا در بخش میراث فرهنگی، می­خواهیم ضمن حفظ ومرمت آثار باستانی و تاریخی، به کاوش­های جدید بپردازیم و به دارایی­های میراث خود بیافزاییم؟ خب این چه ربطی می­تواند به صنایع دستی وگردشگری داشته باشد؟میراث فرهنگی درحوزه امور فرهنگی کشور تعریف می­شود ومتولی خاص خودراداردواین متولی–جداازافراد و نهادهای مریی و نامریی که مثلا بر اساس تکالیف شرعی خود در روندامورفرهنگی کشور اخلال ایجاد می­کنندو آن را به چالش می­کشند-مشخصا وزارت فرهنگ وارشاداسلامی است که یک نهادرسمی و قانونی به شمار می­رودو سامان دادن به مسایل مربوط به کلیه امور فرهنگی از جمله میراث بر عهده آن است.ویاصنایع دستی بر مبنای کدام مولفه­ها با میراث فرهنگی وگردشگری ارتباط پیدا می­کند؟صنایع دستی به مجموعه ساخته­های دست اشاره داردکه برای مصرف به صورت موردی تولید می­شود و بخشی ازملزومات روزمره زندگی به شمارمی­رود واغلب باآثارهنری که باوسواس و دقت ساخته می­شودقابل مقایسه و ارزش­گذاری نیست.این بخش نیز در حوزه مسوولیت وزارت کارویادر رده کارگاه­های کوچک صنعتی وزارت صنایع می­گنجد.همین طورباید پرسید رابطه گردشگری بامیراث فرهنگی وصنایع دستی از نگاه برنامه­ریزان وطراحان این سازمان چگونه تعریف شده است؟میراث فرهنگی وصنایع دستی ازهزاران سال پیش جایگاه بایسته خودرادرایران ودیگر جوامع بشری تثبیت کرده­اند ودر طول این سال­هابشر بدون وجود سازمان­های عریض وطویل وبوروکراسی و دیوان­سالاری درحفظ ورشدآنهاکوشیده است ودرحال حاضرنیزازنظر کارکرد، هریک هویت مستقل خودرا دارندو می­توانند زیرپوشش نهادهای مربوط به خودقرارگیرند.این گردشگری است که بعدازانقلاب، همچنان مهجورمانده وحتی به هنگام شکل­گیری سازمان و تعیین نام، عنوان “گردشگری” بعدازمیراث وصنایع دستی قیدشده است.درحالی که -گذشته ازسفرهای زیارتی ویاسفرهای موردی توسط علاقمندان و محققان که قرن­ها سابقه دارد- این گردشگری است که درطول هفتادسال اخیر توانسته است به عنوان یک صنعت و درمقام یکی ازمهم­ترین منابع درآمدی، جای خودرادراقتصادکشورها باز کندو موجب صرفه جویی درمصرف منابع زیرزمینی آنان شود.

       حقیقت امراین است که مدیریت گردشگری درکشورما در حوزه­های بین­المللی،ملی، منطقه­ای ومحلی، علمی وکارشناسی نیست وهنوزبه روش سنتی و رییس و مرئوسی عمل می­شود.درحال حاضر در بسیاری ازکشورهای منطقه، اروپا،آمریکا،آمریکای لاتین وبه ویژه آسیا، سازمان­های مستقل ودراغلب موارد مشخصا وزارتخانه­های گردشگری با بهره­گیری ازاهرم­های مختلف و متنوع بخش خصوصی، برای بهره­گیری از این منبع لایزال درآمدی، برنامه­ریزیو به جذب سرمایه­های خارجی در حوزه گردشگری می­پردازندودرآمدزایی می­کنندبی آن که بخواهند ویاضرورت داشته باشد برای این کار سازمان­های عریض وطویل و دیوان­سالاری نفس­گیرشکل دهند. برای روشن­تر شدن بحث ناگزیرازذکریک خاطره هستم:در سال1370به دعوت وزارت توریسم مالت به همراه یکی ازهمکاران، سفری به این کشورداشتیم. مالت مرکب ازسه جزیره مسکونی وسه جزیره غیرمسکونی با316کیلومترمربع مساحت و402هزارنفرجمعیت دردریای مدیترانه بین ایتالیا ولیبی واقع شده است. اساسا گردشگری وخدمات وابسته به آن ازجمله پذیرش دانشجویان خارجی وگردشگری پزشکی از اصلی­ترین منابع درآمداقتصادی مالت به شمارمی­رود. تنها صنعت قابل ذکرکه بخش کمی ازدرآمداین کشوررا تامین می­کند،صنعت تعمیرویااوراق کشتی است واز سوی صندوق بین­المللی پول وبانک جهانی، از مالت به عنوان یکی از کشورهای توسعه یافته وپردرآمدنام برده شده است. دراین سفر،دوبارباوزیرتوریسم مالت ملاقات صورت گرفت. بار نخست برای خوش­آمد گویی میزبان وباردوم برای خداحافظی وجویای نظر نسبت به چگونگی خدمات­دهی عوامل. باراول بعدازاستراحتی کوتاه درهتل وتعویض لباس به دیدن وزیررفتیم. ساختمان وزارتخانه که 5یا6طبقه داشت، بسیارشیک بود ولی نسبت به وزارت­خانه­های خودمان بسیارکوچک به نظرمی­رسید. دفتروزیردرطبقه آخرقرار داشت. تابلوهای متعددولی زیبادر کل نمای ساختمان به چشم می­خوردکه حکایت از ارایه خدمات مختلف گردشگری داشت.تصورمن وهمکارم این بود که این خدمات رابه خاطرحساسیت کار، خود وزارت­خانه برعهده گرفته است. بعدازملاقات و خوش­آمدگویی وزیر ازساختمان که خارج شدیم موضوع تابلوهاراباراهنمای خودکه یک سرهنگ بازنشسته انگلیسی بودومیجر صدایش می­کردیم درمیان گذاشتیم.او گفت که وزارت­خانه در همان طبقه آخرقراردارد و دفتر وزیراستبقیه طبقات متعلق به شرکت­های خدمات گردشگری است.حتی منشی وزیر راهم که دیدید ازطرف یکی از این شرکت­ها مامورخدمت است ودراستخدام وزارتخانه نیست. من هم همین­طور.پرسیدیم: پس وزیر باچه کسانی کار می­کند؟گفت:باتعدادی افراد که مربوط به حفظ اسرارو وظایف دولتی می­شود وتعدادشان هم زیادنیست.

     البته ازنظروسعت وجمعیت،مالت باکشورپهناوری چون ایران بابیش ازیک میلیاردوهفتصدمیلیون مترمربع مساحت و 80 میلیون نفر جمعیت،آن­هم جمعیتی مرکب ازاقوام وادیان مختلف و با گویش­های متفاوت وتنوع فرهنگی واقلیمی به هیچ­وجه قابل مقایسه نیست اماازنظرکیفیت مدیریت و بهره­برداری بهینه ازامکانات و داشته­های موجودبرای مدیریت توسعه گردشگری کشورما می­تواندالگوباشد.این ناکارامدی وابتربودن مدیریت است که موجب شده تانتوانیم در زمینه­های برنامه­ریزی،هدایت،حمایت،کنترل و ارزشیابی، به سیاست­گزاری­های درست دست یابیم و دراین زمینه ونیز زمینه­های دیگر همچنان درجا بزنیم.علت هم دارد.دراولویت­های برنامه­ریزی مدیریت کلان کشور اساسا “گردشگری”جایگاهی ندارد.تنها دربرنامه ششم است که گوشه چشمی به آن انداخته شده ودر برنامه­های قبلی اگرهم اشاره مختصری به آن شده است، اولویت اصلی، سفرهای زیارتی بوده وتاثیری درجذب گردشگران خارجی نداشته است. یادمان باشدکه کشورها بر اساس مزیت­های نسبی خوددر بازارهای هدف جهانی تعریف می­شوند و نقش ایفا می­کنند.تردیدی نیست که–دست­کم درحال حاضر-درزمینه صنعت،کشاورزی وحتی خدمات، در پهنه­های بین­المللی حرفی برای گفتن نداریم. تنها مزیتی که می­تواند مارادرجهان تا حدودی نام­آورکند،بخش گردشگری به ویژه گردشگری پزشکی است.یقینا دراین بخش، حرف برای گفتن زیاد داریم ولی به گونه­ای آن را مدیریت می­کنیم که گویی کاش ازچنین مزیتی برخوردارنبودیم وبخشی به نام “گردشگری” نداشتیم تا به بقیه امور راحت­تر می­رسیدیم. یعنی ازنگاه بسیاری ازمقامات ذیمدخل در مدیریت کشور بخش گردشگری،بخش دست وپاگیربقیه امور مدیریتی تلقی می­شود. درحالی که ایران یکی ازهفت کشور تمدن­سازبشری است وآن گونه که دیگران به این تنوع اقلیمی ما بها می­دهند خود برای آن ارزش چندانی قایل نیستیم. کسانی که به خارج سفر می­کنند اگر سری به موزه­های لوورپاریس،متروپلیتن نیویورک،بریتیش میوزیوم لندن و بسیاری ازموزه­های معروف دیگر درنقاط مختلف دنیازده باشند،قطعا دیده­اند که بخش­ها وفضاهای مهمی از این موزه­ها،به ویژه درلندن،پاریس و نیویورک به ارایه آثارباستانی وتاریخی ایران اختصاص داده شده است وهمه روزه میلیون­ها نفردربازدیداز این موزه­ها باتاریخ وفرهنگ ما آشنا می­شوند. اینهاتازه بخشی از دارایی­های مااست که به هردلیل از موزه­های معتبر و مشهور جهان سر درآورده­اند.درحالی که کشورماهمچنان سرشاراز انبوه داشته­های اقلیمی وفرهنگی است که بسیاری از آنهایا شناسایی نشده­اندویااگرشناسایی شده­اند سرمایه­گذاران برای بهره­برداری از آن­ها گام پیش ننهاده­اند. ازسوی دیگرتنوع آب و هوایی واین که کشورمان به عنوان یک کشورچهارفصل شناخته شده است واز این که جهانگردان می­توانند درزمستان ضمن ورزش اسکی در پیست­های مختلف، همزمان در آب­های گرم سواحل جنوب نیز تن به آب بسپارندازمزایای چنین اقلیمی به شمار می­رود. ازسوی دیگروجود چشمه­های گرم وسرد،غارهای دیدنی،آبشارهای متنوع، کاخ­ها و موزه­ها، قلعه­ها وکاروان­سراها،روستاهای گردشگری،مناظرطبیعی، دشت­ها و کوهستان­ها،کویرها و تالاب­هادرکنار وجود ادیان دینی، سنت­ها،مراسم وگویش­های متنوع از مزیت­هاو سرمایه­های ماندگار و بی­بدیل فرهنگی واقلیمی کشور ما به شمار می­روند که جملگی می­تواند بسترسازتوسعه گردشگری درسطح وسیع باشدومدیریت گردشگری کشوربی­آن­که خودمتولی اینامورباشداز آنهادرجهت رشدگردشگری کشوربهره گیرد.

    تردیدی نیست که ریاست جدید سازمان برای بهره­گیری از این همه داشته­ ها گام در عرصه طناب­کشی سختی نهاده است.ازیک سوساختار”پیچیده” وناکارآمدسازمان را پیش­رو دارد ازسوی دیگربینش بخشی ازحاکمیت نسبت به گردشگری است که بنا بر ملاحظات خاص خود رشدبایسته آن را برنمی­تابدوجمع جبری آن هم درتعریف مدیریت جزیره­ای می­گنجدکه حاصل آن وضع موجوداست. برای توسعه گردشگری، برون رفت مدیریت سازمانازساختار فعلی الزامی است.بااین ساختار،گردشگری کشور راه به جایی نخواهد برد.نباید به صعودچندپله دردولت یازدهم دل خوش کرد.تنهاباورعمومی در کل بدنه حاکمیت است که می­تواندبه خمودگی صنعت گردشگری پایان دهد.این باوربایددرهمه نهادهاو ارگان­های حاکمیتی،ازدولت گرفته تانهادهای ائمه جمعه،نظامی، آموزشی و فرهنگی نهادینه شود.درآن صورت است که مساله فضای امنیتی،ساختارسازمانی،مدیریت،تامین اعتبارات برای سرمایه­گذاری و جذب سرمایه­گذاران خارجی ودر نهایتبازاریابی، راه خودرابه درستی خواهدپیمود. آن­گاه سازمان متولی چه با عنوان وزارتخانه وچه با عنوان سازمان مستقل “گردشگری” به درستی می­تواندراه خودرابازیابدوپاسخگوباشد.صاحب درد، درد را خوب می­شناسدولی راه به درمان ندارد.بایداین راه رایافت.

 

دیگر مطالب این شماره را می توانید در شماره 357 ماهنامه صنعت حمل و نقل بخوانید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *